خرید بک لینک
چندسال پیش به خاطر اینکه درمانم طول میکشید نامه از پزشک شهرستان داشتم برای اومدن به تهران و زیر نظر پزشک بودن (فیزیوتراپی خاص، تحریک مغناطیسی مغز و از این قبیل کارها) همچنین نامه بهزیستی شهرمون رو هم آوردم تهران...اما به هیچ وجه قبول نکردن! حتی یک شب! گفتن تهران فقط برای تهرانیهاست! ما هم با کلی هزینه اومده بودیم. همونروز بعد از ویزیت دکتر گفتیم نمیتونیم بمونیم، جای خواب نداریم و برگشتیم!. شاید اگر اون موقع محل اقامت بهمون میدادن حال و وضعمون خیلی بهتر از الان بود... ارزونترین جایی که برای 2 نفر سراغ داشتیم حوالی میدون راهآهن بود که اون هم حدود شبی 50 هزار تومن بود که وسعمون نمیرسید برای چندهفته یا حتی چندماه درمان... ضمناً در بهزیستی شهر ما چندساله که توی نوبت دریافت وسایل مورد نیاز هستیم، درخواست وام، کمک هزینه درمان و خیلی موارد دیگه، به هیچ وجه کمک نمیکنه... بنده ویلچر برقی نیاز دارم، خونه مناسب سازی میخواد، حتی تخت طبی ندارم روی زمین میخوابم... با اینکه جسمی حرکتی شدیدم ولی به جز این 53 تومن که اون هم چندماه نامتاوب پرداخت نمیشه هیچ خدماتی از بهزیستی ندیدم... تماس گرفتم بابت چندماه واریز نشدن همین چندرغاز، گفتن برو خدا رو شکر کن همینو هم ریختن ... خدمات بهزیستی فقط برای خودشون (کارمندان) و آشنایان نزدیکشون هست و بس... سراغ دارم کسی رو که باهاش در ارتباطن چه خدمات

برچسب: نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 0:24

منم یه دل پری دارم که هیچ کس جوابگوی من نبوده. شاید اونی که دیستروفی داره و درد منو میفهمه فقط درکم کنه. چندسالی بود که تنها راه خروج از خونه استفاده از سرویسهای سامانه جانبازان و معلولین بود. من برای درست کردن دندان هام از این سرویس استفاده میکردم و به خودم اجازه ندادم که برای تفریح کردن حق یکی دیگه رو پایمال کنم. شاید هر3ماه یکبار سرویس میگرفتم و کارهای درمانی رو انحام میدادم و در سال شاید به 5تا سرویس هم نمیرسید. ولی همیشه از راننده ها می شنیدم که دوستان برای جمع شدن تو پارک و دورهمی هاشون سرویس میگیرند. بعضی دیستروفی ها وقتی ماهیچه هاشون قدرت نداشته باشه توان حرکتم ندارن. من حتی اگر بخوام اژانس بگیرم و برم جایی توان سوار شدن ماشین رو ندارم و چون وزنم زیاده کسی زورش نمیرسه بغلم کنه. الان که سرویسهامون رو قطع کردن 1سالیه پامو از خونه بیرون نزاشتم و تو یه خونه ی 30متری زندانی شدم. من خودم با چشم دیدم که سرویسهای روتین و ثابت به افراد کم بینا داده میشد. شدت کم بینایی جوری بود که طرف حتی عصا هم نداشت! در خونه رو باز میکرد و مثل یه ادم سالم سوار سرویس میشد و میرفت سر کار. مگه نه اینکه فرق این سرویسها با ماشینهای دیگه در بالابرشونه. اخه یه کم بینا با یه پراید ساده مشکلش حل میشه این ویلچری های شدید هستند که احتیاج دارند. خدارو شاهد میگیرم 1ساله دندونمو نصفه درست کردم و دیگه توا

برچسب: نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 7:05

✝️✨چون به سخن نوبت عیسی رسید✨✝️ ✝️✨عیب رها کرد و به معنی رسید✨✝️ ✝️✨عیب کسان منگر و احسان خویش✨✝️ ✝️✨دیده فرو بر به گریبان خویش✨✝️ ☃️☃️☃️☃️☃️☃️ آغاز سال 2018 میلادی و جشن Christmas بر هموطنان مسیحی مبارک بادآرزو دارم در سال 2018 برای پیروان مسیحی و تیم ملی کشورمان همراه با شادی و پیروزی باشد. پ ن: آخرین روز سال 2017 میلادی روز خوبی برام نبود.حتما به وقتش ماجراشو مینویسم که چطور بی فکری مسئولین بی داد میکنه!

برچسب: نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 15:09

پوستر فروشگاه GilnaShop

برچسب: نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:59

همه میدونیم که در رسانه ها چند سالی هست که اعلام میکنن برای کسانی که دو معلول دارند مسکن تهیه میکنند. سال گذشته از بهزیستی اسکو (اذربایجان شرقی) به ماهم زنگ زدن وگفتن سند خانه ،مدارک پزشکی بچه ها و...برای ثبت نام در این طرح لازم هست. گفتن هر طوری هست خانه ای بخرین ما 25میلیون وام بلا عوض میدهیم شما خانه بخریدتا عید ما پول رو به حساب میریزیم. الان بعد ار گذشت 6 ماه از عید رفتیم میپرسیم چی شد؟ در جواب میگویندمعلوم نیست اصلا شما شامل این طرح شدید یا نه! البته باید این رو بگم من مادرِ دو پسر با بیماری دوشن هستم. همسرم کارگر هست. چون همیشه کار نیست در یک مغازه سوپر مارکت کار میکند و ماهانه یک میلیون درامد داره. هزینه داروهای دوشن برای دوپسر با این درامد، اصلا نمیتوان پرداخت ولی قبل از زنگ زدن بهزیستی از لباس از خوراک از مهمانی و خیلی چیزها میگذشتیم. به پسر کوچکترم کمتر دارو میدادم تا بزرگتره که نیازش یشتره مصرف کنه!بالاخره سر میکردیم. از وقتی که گفتن سند خانه بیارین ما25میلیون از یک نفر برای حداقل سه ماه قرض کردیم از وسایل خانه انچه بدرد میخورد و پرایدی که حداقل بچه های معلولم رو هرز گاهی به بیرون میبردیم تا شهر رو ببینن رو فروختیم تا 38میلیون جور کردیم و خانه خریدیم. بعد از سه ماه کسی که پولش رو به ما قرض داده بود پولش رو خواست مجبور شدیم نزول کنیم چرا که بهزیستی میگفت امروز نشد فردا

برچسب: نویسنده: پرهام رستگار تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 12:47

صفحه بندی